محمد مهدى ملايرى
211
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آن تذاكر به دفترهايى گفته مىشد كه در آنها نامههاى مهمّى كه از ديوان صادر مىشد يادداشت مىگرديد تا در هنگام نياز مراجعه به آنها آسان باشد . « 1 » از خزانه در عبارت ابن مقفع « و تخزن » نبايد چنان كه معمول است خزانهء اموال يا گنج فهميد چون مقصود از آن خزانه كتب يا به اصطلاح امروز كتابخانه يا بايگانى است . خزانه را به اين معنى و براى همين منظور در ديوانهاى اسلامى هم همچنان پابرجا مىيابيم كه متصدى آن به نام خازن خوانده مىشده . خازن كه شغل وى يكى از شغلهاى مهم ديوان به شمار مىرفته هرچند از طبقهء دبيران نبوده ولى هميشه از ميان بزرگان و معتمدان با شرائطى سخت برگزيده مىشده چه زمام همهء ديوان و اسرار دولت در دست او بوده و اگر در حدّ اعلاى امانت و نزاهت نفس نمىبوده چه بسا با رشوهاى مىلغزيده و به وسيلهء او سندى از اسناد ديوانى به خارج راه مىيافته يا رازى از رازهاى دولت بازگو مىشده . شرحى را كه قلقشندى دربارهء چگونگى ضبط نامههاى مهم در اين ديوانها از « الصورى » نقل كرده كموبيش بر كليّات كار اين ديوان در دورههاى ديگر هم قابل انطباق است . به موجب اين شرح هنگامى كه اينگونه نوشتههاى مهم مانند نامههايى كه مىبايستى به پادشاهان يا يكى از بزرگان دولت نوشته شود ، يا فرمانهايى كه مىبايستى صادر گردد ، آماده مىشد آن را به نسخهبردار مىدادهاند تا رونوشتى از آن كلمه به كلمه بردارد و بر بالاى آن بنويسد رونوشت نامهء فلان به تاريخ فلان و آنگاه آن را براى ضبط به خازن مىسپردهاند . دربارهء نامههايى هم كه از اين نوع به ديوان مىرسيده چنين عمل مىشده كه وقتى پاسخ آنها آماده مىشده همان منشى كه پاسخ را آماده كرده بوده به خط خود بر بالاى آن مىنوشته « اين نامه از سوى فلان در فلان تاريخ رسيده و در فلان تاريخ پاسخ آن نوشته شده » و اگر نامهء رسيده پاسخى نداشته است مىبايستى به خط صاحب ديوان در آن نوشته شود كه اين نامه را پاسخى نيست ، سپس بايگانى شود . اين نوشتهها را براى رفع مسؤوليت از خازن لازم مىشمردهاند . « 2 »
--> ( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 134 . ( 2 ) . صبح الاعشى ، ج 1 ، ص 135 - 136 .